تبليغاتX
زندگی دفتر خاطرات

بر گل به اشتیاق تو شبنم گذاشتند در کوچه های عاشق دل غم گذاشتند ... تو مثل یاس پاک و سفید و مقدسی   نام مرا به عشق تو   (ف تنها ) گذاشتند به نام تنها پنهاه دهنده اشفتگان دیار سرنوشت امد امد سال نو ۱۳۸۶ را برای همه کافه ملت از صمیم قلب تبریک میگم و بخصوص برای مردم شریف افغانستان

و یک شعر نوروزی برای همه شما تحت عنوان نوروز امد

نوروز امد...

روز نوروز امد و یارم در برم نیست

بهار نو امد و گلی در چمن نیست

بیا یار جان که سال نو امد

که به آوازه رفتن تو هوش در سرم نیست

مبارک باد به تو سال نو ای عزیزم

که به جز از خوشی تو فکری دیگرم نیست

همه خواهندکه با رفتن باغ و بوستان شاد شوند

به ( تنها) بجز از دیدن روی تو بهاری دیگری نیست

شاد و خرم باشید

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 10:19 قبل از ظهر
روز جهانی زن برای همه زنان جهان و بخصوص زنان افغان مبارک باد!

به نام خدایی خالق انسانها

به نام انسان خالق غمها

به نام غم های بوجود آورنده اشکها

به نام اشکهای تسکین دهنده قلبها

به نام قلب ها ایجاد گر عشق

به نام عشق زیباترین اشتباه انسان

و به نام آنان که من و ترا پیدا کرد

به نام آن که با یک دست گهواره طفل و با دست دیگر جهان را میجنباند

و به نام آن کسی که اینروز مقدس بنام اوست

ای زن . ای مادر و ای دختر باوجود همه درد و رنج و شکنجه باز هم هستی و باز هم خواهد بودی

خجسته ترین روز را برایت تبریک عرض میدارم ای مادر عزیزم این روز را برایت از صمیم قلب تبریک میگویم وهمچنان این روز را از عقب همین شیشه برای همه  زنان جهان و بخصوص زنان افغان تبریک و تهنیت عرض میدارم امیدوارم که روزی فرا رسد که خشونت و تبعیض علیه زنان از همه جا نابود گردد و روزی فرا رسد که هیچ کسی اسم آنرا بزبان نیاورد.

و به امید روز که مانند برادران و پدارن دوش با دوش هم در آزادی و آبادی وطن سهیم باشیم و آنچه را که در گذشته ازدست داده ایم برای آینده سازان این وطن مهیا گردانیم تا آنها از بهره آن محروم نمانده و به آبادی وطن با برادران خود در همه امورات سهیم باشند. و مهم تر از همه  اینکه آنچه که ما از دست دادیم آنها از دست ندهند. قسمیکه در گذشته زنان و دختران از بهره علم و دانش بی بهره ماندن. آنها همچنان مانند گذشته باقی نمانند. تا سوال خلق نشود که ما چرا از بهره سواد محروم هستیم و مقصر این همه کیست و سوال آنها لاجواب باقی نماند.

پس بیایید دست به دست هم داده جهل و نادانی بیسوادی و بیکاری را از بین ببریم و همه باهم خواهر و برادر باشیم تا باشد که اندک خدمتی برای نسل آینده کرده باشیم

یکبار دیگر روز بین المللی زن را برای همه زنان و خواهران و مادران عزیز افغانستان تبریک عرض میدارم و امیدوارم که همیشه سرفراز و سر بلند در همه عرصه زندگی شان باشد و از خداوند متعال تمنا دارم که شهامت را برای زنان اعطا فرماید تا قربانی زن و دختر را در مقابل خشونت و تبعیض و همه آنچه را که در گذشته متقبل شدیم جلوگیری نمایند.

فریما تنها افغانستان ولایت جوزجان ۱۰:۴۳     ۱۶.۱۲.۱۳۸۵ 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 10:44 قبل از ظهر
وقتی که من به هنر موسیقی رو آوردم پروسه ستاره افغان ستاره افغان نبود

 

              .

وقتی که من به هنر موسیقی رو آوردم پروسه ستاره افغان نبود

 

مصاحبه با شریف دیدار

نشریه نما به ادامه معرفی چهره های بارز و مستعد این بار جوانی را به معرفی میگیرد که خود الگوی از محبت ، هنر ، صمیمیت و استعداد است .

شریف دیدار که در این اواخر همه گان با نام و چهره آن آشنا اند در پهلوی سایر جوانان هنر مند سر زبان ها و در قلب های مردم هنر دوست جا یافته است .

در اولین برخورد با وی او را جوان متواضع ، خوش برخورد و مهربان یافتیم از ما استقبال کرد و در پاسخ این که در مورد خود و زنده گی شخصی و هنری خود چیزی بگوید چنین میگوید:

من شریف دیدار یگانه فرزند پسر در خانواده ام که در شهر مزار شریف زنده گی میکنند میباشم بیست سال قبل از امروز در شهر زیبای مزار شریف تولد و اکنون در خانواده چهار نفری کــه من پدرجانم ، مادر جانم و خواهرم در فضای مملو از محبت زنده گی دارم متعلم صنف دوازدهم در لیسه عالی باختر میباشم آغاز گام گذاشتن من به هنر تشویق فامیل و علاقه خودم بود که از آوان طفولیت به هنر موسیقی عشق میورزیدم خوب به یاد دارم که هنوز هفت سال داشتم که یک کاسیو خریدم و همیشه نزد خودم تمرین میکردم ولی به عمق و وسعت بحر بی پایان موسیقی زمانی بیشتر پی بردم که این رشته را در نزد استاد روح الله عصمتی به شکل تیوریکی آن فرا گرفتم و از مدت چهار سال به این سو در دنیای موسیقی در پی رسیدن به مقام خدمت به مردم خود میباشم .

شریف دیدار انگیزه اشتراک در پروسه ستاره افغان را تشویق دوستان و فرصت شمردن برای بیان شوق و ارائه هنر موسیقی در خود میداند و این پروسه را صفحه جدیدی در زنده گی هنری خود پذیرفته است.

وقتی از او پرسیدیم که مقامی را که در پروسه ستاره افغان به دست آوردی برایت قناعت بخش است یا خیر؟

با خوش روی و تبسم هنری گفت وقتی من به دنیای موسیقی روی آوردم پروسه ستاره افغان نبود . هنر موسیقی عشق و هدفم بود پس هرگز عدم موفقیت من در این پروسه مانع فعالیت های هنری من نخواهد شد.

من شریف دیدار مردم خود خواهم بود. در حالیکه پروسه ستاره افغان فرصت طلائی بوده در زنده گی هنری من از سوی دیگر اینرا هم میدانم که اکثریت مردم ما موباییل  ندارند و در این پروسه تنها آنهای که موباییل داشتند سهم گرفتند اما باز هم به رای و انتخاب مردم خود احترام دارم و باز میگویم که من شریف دیدار مردم خود خواهم بود.

شریف دیدار پیام خود را به جوانان و سائر علاقه مندان چنین بیان می نماید:

برادران ، خواهران و هموطنان عزیزم !

هر که در هرکجا که هستید برای آبادی ، عمران ، بازسازی و تأمین امنیت تلاش نمائید و مهمتر از همه بیائید تا همه با هم فرهنگ پر افتخار افغانی خود را پر افتخارتر سازیم . من این کاررا با هنر موسیقی خود خواهم کرد و دیگران با هر رشته و مسلکی که دارند ......

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 10:35 قبل از ظهر
خداوند عشق را آفرید

سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان و علاقمندان این کلبه که میایند و لطف میکنند خبری از من میگیرند ممنون از همه شما عزیزان باید خدمتی دوستانی که پرسیده بودند که من چرا چند وقتی است که آپ نمیکنم یا اینکه به کلبه اونها سری نمیزنم به عرض برسانم که چند وقتی است که کارم زیاده و دوما که امتحانات سالانه من آغاز شده و انشاءالله چند روزی دیگه تمام میشه مصروف امتحانات هستم و نمیتونم که به کلبه ها سری بزنم و یا کلبه را اپ کنم و امروز با استفاده از فرصت آمدم تا به شما نسبت نبودم را بگم و هم برای شما مطلبی را بنویسم امیدوارم که مورد علاقه شما قرار بیگیرد و بتوانید استفاده درستی از ان بکنید باز هم یکبار دیگه ممنون از همه شما

تو زندگی آدما،خیلی چیزها است و خیلی چیزها نیست.معمولاَ هر کسی به یه طریقی برای چیزهایی که نیست دعا می کنه که باشه.بعضی ها بر این باورند که ستاره دنباله دار می تونه آرزو رو برآورده کنه،بعضی ها معتقدند بچه های معصوم دعاشون زود اجابت میشه،و خلاصه هر کس به یه نحوی دعای خودشو به گوش خدا می رسونه.اما بهتر نیست که ما مستقیما به خود خدا بگیم؟ پیش خدا دعا کردن یه مزه دیگه داره.با خود خدا،حرف زدن و درد و دل کردن یه چیز دیگه است. خدا همه جا هست و همه حرفا رو می شنوه،ولی ای کاش ما بتونیم یه جایگاه مشخصی رو براش قرار بدیم.یه جای خلوت و دور از مزاحم،یه جایی که هیچ کس به اون جا سرک نکشه،مثل دل.
دل کوچیک ما آدما،یه جای دور از دسترس بقیه است.دلتون رو یه معبد کنید.این معبد باید یه معبد خصوصی باشه.روی سر درش هم بنویسد:ورود افراد و متفرقه ممنوع.این ملک خصوصی است.بله
ملک خصوصی خداست.کسی حق نداره واردش بشه.اون جا می تونید یه زندگی فراهم کنید.با تمام
وسایلش.اما به نظرتون قلب آدما برای داشتن خدا کافیه؟
دزدی کار بدیه ولی خدا رو باید غافلگیر کرو ودزدیدوخدا همین جوری در قلب شما ساکن نمی شه
شاید باهاتون تا اون سر دنیا هم بیاد و ترکتون نکنه.ولی باید دل و زد به دریا و به دزدی دل خدا رفت.اونو باید با دستای خودتون لمس کنید باید بگیریدش و بیارید به دلتون.باید بدونید که دزدی خدا فرق می کنه با دزدی های دیگه.میدونید چه جوری؟این دزدی احتیاج به قلاب گرفتن و بالا رفتن از دیوار و گازانبر و شاه کلید نداره.دزدی خدا خیلی حساس تر ولی راحت تره.کافیه روح خودتون رو صیقل بدید و پاکش کنید.باید سبک پرواز کنید.بعد که صفا داده شدید با عشق و باز هم با عشق یک جهش زیبا،و بعد هم رو به بی نهایت.وقتی به بی نهایت رسیدید،به خدا بگید که قصد دزدیدن دلش رو دارید.بگین صادقانه ازش می خواهید که مال خودتون بشه.
بگید خدایا،دستهام،پاهام،تمام جسم و جونم رو گذاشتم واومدم برای دزدی خودتو.اون وقت خدا می گه"درسته با روح پاکت اومدی ولی اگه منو دزدی به کجا می بری؟خونه من اون پایین، پیش تو کجاست؟آیا باید باز هم پشت تو حرکت کنم و تو منو نبینی؟گناه کنی و منو نادیده بگیری؟یاروبروی
تو باشم وتو باز خواستم کنی و منو سپر بلای خودت کنی.بلایی که همیشه خودت به وجود میاری نه من.کارت رو بکنی،خودت رو لکه دار بکنی وبعد بگی خدایا چرا این جوری شد؟
چرا این جوری خواستی؟حالا که به این درجه نابودی و بیچارگی رسیدم.خودت باید درستش کنی؟
آیا اون پایین،باید باید کنارت باشم؟کنارت باشم و منو مجروح و شریک گناه خودت بدونی؟بگی اگه گناه کردم،تو هم شریک من بودی و زمینه رو برام فراهم کردی؟
بعد تو میگی نه من برای تو یه جای خوب و موندنی رو برای تو فراهم دیدم.تو باید تو قلب من باشی و بمونی.قلب من اون پایین بی صبرانه،چشم انتظار توست"تمام لوازم و اسباب زندگی ابدی
تو رو هم تهیه کردم.عشق و عشق و عشق،صداقت،معرفت،ایثار و جوانمردی. اون وقته که خدا اجازه ربودن رو بهت میده.
ولی تا به قلب شما برسه هزار بار شما رو به زمین میاندازه تا بفهمه آیا شما رفیق و بنده وفادارش
هستین یا نه،همه حرفاتون دروغ بوده؟اما روح شما پاک رفته و قصد داره پاک برگرده.هر بار که زمین خوردید، بازهم بلند می شید و به راهتون ادامه می دید.خدا هم به شما کمک میکنه،چون لذت می بره از دزد وفادار خودش.
حالا ستاره دنباله دار بهتره یا عشق؟
عشق راهیه برای رسیدن به حق،که خود اوست،چه عشقی کامل تر از عشق به خدا و حتی شیرین تر؟

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 11:18 قبل از ظهر