تبليغاتX
زندگی دفتر خاطرات
تقدیم به یار بی وفا

سلام خدمت همه دوستان عزیز و ممنون از اینکه سری به مامیزنید ممنون از همه تون و پیشا پیش شب یلدا را به همه تبریک و تهنیت عرض میدارم امید وارم این شب را به خوشی  و عشق سپری کنید و همیشه زندگی مملو از عشق داشته باشید همیشه با عشق زندگی کنید تا زندگی لذت بخشی داشته باشید چون زندگی بدون عشق معنی ندارد و عشق هم تنها این نیست که دختری عاشق پسری باشد و یا هم  پسری عاشق دختری -زندگی خودش یک عشق است و این عشق نعمت خداوندی است که خداوند به ما اعطا کرده. پس همیشه از این نعمت خداوند بهره بگیر و زندگی را با عشق سپری کن

یار بیوفـــــا

 

راستی را یار مــــا با گــــوش دل نشنید حیف

چــون به شیوهء دروغ خـــویش مینازید حیف

نقص او را شمــهء اظهار کـــــردم خسته شد

خیر را گفتم بــــــوی امــــا زمن رنجید حیف

نیگویی میکردمش افسوس بــــد بینی نمـــــود

رشته مهـــر و محبت از میان ببـــــرید حیف

پینه اندر جــــامه اش میدوختم با خـــــون دل

دامن را از جهالت عــــــاقبت بــــدرید حیف

علت ویرا بـــــآب دیــــــده میـــــــــدادم صفا

در عوض او خاکرا با صــــورتم پاشید حیف

روی خود را از بساط صدق گردانیــد و رفت

راه نا همواری تـاریکی بخود بــــگــزید حیف

"تنها" از آنکس کــــــــه تـو امید یاری داشتـی

سیلی از نــــا امیدی بـــــر رخت کوبیـد حیف

Image hosting by TinyPic                        

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 11:40 قبل از ظهر
آنجا که حسرت و عبرت است نه جای عشرت

آنجا که حسرت و عبرت است نه جای عشرت

 

 

ای درویش ! نشان خـــردمندی آن است که دل از دنیا برداری و غفلت بگذاری و پیش
ازرحلت دنیا حاصل کنی ، زاد عقبــــــــی که دنیا را ثبات و بقایی نیست و او را بــــــا هیچ
کس وفایی نیست ، چنان کـــــــه حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم در حق دنیا چند
کلمه فرموده تا اُمَتان از خواب غفلت بیدار شــوند. ترجمه ی بعضی ازآن سخنان این است :

کردیم چو مـــا سفر از این دار فنا بگذاشته با شما مقام و مأ وا
ما خود بگذشتیم به هرحال که بود من بعد بر امتان من ، واویلا

ای درویش ! قیامت را فراموش مکن و از معصیت دورباش و در طاعت کوش.

اگر در ظلمتی اینک سر اجت حساب امروز کن ، فردا چه حاجت
هم اکنون حـــکم کــــــل من علیها ستاند از تو هـــــم تاج و دواجت
به روی تخته تابوت ، خسبی به خــــواری و ربود، تختی ز عاجت
کنون ازحق فــــــــراغت می نمایی به گــــور آیی ، ببینی احتیاجت
تو را، پرهیز با ید ، چند گاهی کــــه فاسد گشته از عصیان مزاجت
کســــــادی در فساد افکن ، ز توبه که چون فردا شود بینی رواجت
زرنج فسق و زرق ای پیر انصار مـــــگر فضل خدا با شد علاجت

ای اهل جاه ! به بازار بگاه و به مسجد بی گاه وشب و روز در گناه، دنیا ی شما آبادان و
دین شما تباه.از کودکی تا پیری همه ناپاکی و دلیری .عمری به کــــاستی وعذری به خواستی
مر گ در کمین و مقام تو در زیر زمین ، باز گشت تو بـــــه سوی رب العالمین . در جوانی
لایقعل و در پیری بی حاصل ، غم دنیای دنی در دل و از آخــــــرت غافل .اندرون گور همه
حسرت است و بیرون آن همه عبرت است . در مقام حسرت وعبرت چه جای عشرت است ؟

 دلا در کار حق ، می کن نضر ها که در راه تو می بینم ، خطرها
گشای از خواب غفلت چشم ، تامن به گوش هوش تو گــــویم خبرها
نگر در خـــــلق گورستان فـــــکنده ز یــک تیر فنا ، جمله سپــرهـا
بسا شاهان بخُسبید ند در خـاک کز کام نفس تو همچــــــــون شکرها
معاصی ، زهر قهر ست و نموده به کــــــام نفس تو همچون سکرها
گذر گا هیست ، این دنیا ی فــــــانی نماند ، مرد عــــــاقل در گذرها
چو در پیش است مرگ ،ای پیرانصار تماشای جهان کن در سفر ها

ای درویش! بدان که دنیا سرای ترک است و آدمی برای مرگ ، چاهی است تاریک و
راهی است باریک . وای برآن کس کــــــه بار مظالم بر پشت و چــــــراغ ایمان را کشت .
ای عزیز! جهد کن تا مـــــردی شوی و صاحب تجربه و دردی شــــوی تا به همت درویشان
و بـــــــرکت دولت ایشان رخسارۀ تو زرد و مهر دنیا در دل تو ســــرد شود که دنیا بازیگاه
کودکان است وعادت و شیوۀ اوآنست که پیوسته خود را بیاراید تا مردمان را بیازماید.

خواهی که درین زمانه مردی گردی اندر ره دین صاحب در دی گــــردی
روزان وشبان به گرد مردان می گرد مردی گرد ی چو گرد مردی گردی

...ای عزیر ! در رعایت دلها کوش و عیب کسان می پوش و دین به دنیا مفروش ،

از خواجه عبدالله انصاری

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 2:5 بعد از ظهر

سلام خدمت همه دوستان خواهران  و برادران گرامی و عزیز ممنون از تشریف فرمای همتون که زحمت میکشین و به کلبه بنده سری میزنین ممنون فقط یه خواهش بود از همه دوستان که لطفا وقتی میاین اسم و آدرس شونو بنویسند ممنون میشم و این هم یکی از اون عکس های زیبای که دوستم فرستاده

 

Image hosting by TinyPic

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 9:37 قبل از ظهر

این هم یک عکس زیبا که یکی از دوستان فرستاده ولی اسمشو نگفته میخوام در اینجا ازش سپاس گذاری نمایم و از عکس های زیبای که برام فرستاده جهان سپاس حتما باقی عکساشو هم براتون میذارم چون خیلی زیبا و دوست داشتی است. دوست گرامی از عکس های زیبایت خیلی خیلی ممنون منتظر همکارهای بعدیت هستم موفق باشی همیشه شاد و خرم

 

Image hosting by TinyPic

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 11:19 قبل از ظهر