تبليغاتX
زندگی دفتر خاطرات
!love

love

love

  • love is the way which capture our heart
  •  a heart which fall in love can never forget
  • love is like a river it never stop follwoing
  • love is the way which i can't feel my self with you
  • there is no sweeter fate the to fall in love and drawn it
  • love is the way which set on the fire
  • love is a part of life
  • the only real scrifies is to give part of your self
  • diffrent people come and go but only one will stay for ever that is you
  • ture love never leave heart
  • as long as sunrise is there love is either
  • THE END

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در پنجشنبه هفدهم آذر 1384 و ساعت 10:25 قبل از ظهر

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در سه شنبه پانزدهم آذر 1384 و ساعت 11:20 قبل از ظهر
فال خود را بیبینید

حمل : آنچه اينروزها سبب هيجانات و شلوغي هائي در زندگي خيلي از متولدين اين ماه شده ، در اصل مقدمه حوادث آينده است که خوشبختانه بيشتر آن مثبت و سازنده خواهد بود . اگر از ريشه به حوادث زندگي اين ماه نگاه کنيم مي بينيم که اکثريت آنها هيچگاه زندگي آرام و بدون سر و صدائي نداشته اند ، يعني در واقع با چنان شيوه ای عادت ندارند ، همين مسئله بروی روحيه آنها تاثير مثبت داشته ، درصد بالائي از آنها از رويدادهای منفي و شکست ها نيز برای خود مسائل مثبت ميسازند . اوخر هفته خبر خوشي را دريافت خواهيد کرد

ثور : اطرافيان متولد اين ماه را دو گروه متفاوت تشکيل ميدهند ، آدم هايي که قدرشناس و رفيق و همراه هستند و آدم هايي که فقط به جنبه های مادی و برداشت شخصي خود اهميت ميدهند و در اصل اين گروه دارای خصوصيات يک همراه ، شريک و همکار خوب نيستند و بايد تنها به همکاری موقت با آنها انديشيد . درصدی از متولدين اين ماه در زندگي زناشوئي باشانس بلندی همراهند و برخي نيز در سالهای پيری با نامرادی و شکست عاطفي روبرو ميشوند . به زودی عازم مسافرتي نه چندان دور خواهيد شد

جوزا : آن دسته از متولدين اين ماه که به هر دليلي دچار خشم و عصبانيت ميشوند بايد سعي کنند خوددار و صبور باشند چون ادامه چنين وضعي در نهايت به ضررشان و به از دست رفتن رشته ها و پيوندهای دوستي شان منجر خواهد شد . اغلب مجردهای اين ماه در آستانه تصميم گيری برای ادامه تحصيل ، گذراندن دوره تخصصي و يا آغاز زندگي زناشوئي هستند ، در ميان آنها بعضي نيز گرفتار عشق پرشور ولي هنوز نامعلومي شده اند که اگر بموقع در سروسامان دادن به آن همت نکنند مسلما" با بن بست ها و دردسرهائي روبرو ميشوند

سرطان : با پيش آمدن بعضي حرفها و مسائل در جمع خانوادگي متولدين اين ماه ، کدورت هايي پيش آمده که اگر بموقع در رفع آن اقدام نشود احتمالا" بصورت يک مشکل درخواهد آمد . همبستگي های فاميلي و خانوادگي در ميان اين گروه بسيار محکم و قوی است و نبايد بدلايلي از هم بپاشد . عشق برای متولدين اين ماه دارای جلوه هاو اهميت خاصي است و به همين علت نيز اين گروه معولا" زندگي را بدون عشق ، مردن تدريجي مدانند . به زودی ديدارتان با يک دوست قديمي تازه خواهد شد

اسد : هماهنگ شدن دو نسل در ميان متولدين اين ماه هميشه آسان بوده ، يعني پدر و مادر ها با بچه ها خيلي خوب کنار آمده اند و همين مسئله سبب شده تفاهم و دوستي بسيار در جمعشان باشد . با اينحال گروه اندکي از متولدين اين ماه در مورد بچه هايشان به بن بست رسيده اند ، يعني قدرت کنترل آنها را از دست داه اند ، بعضي ها دست به خشونت زده و گروهي روحا" دچار ضربه گشته و از همه چيز سير شده اند ، در حاليکه اگر با ظرافت و سياست دوباره شروع به نزديک شدن به بچه ها ، دوستي و صميميت با آنها و همچنين فهميدن و درک شان با توجه به موقعيت زماني بکنند مسلما" به راه حل های مهجزه آسائي ميرسند

سنبله : خيلي از متولدين اين ماه در ميان چشمان حيرت زده اطرافيان دست به هر کاری ميزنند و موفق هستند و همين مسئله حرفها و شايعات بسياری را برانگيخته است در حاليکه بايد به همت و تجربه و تخصص اين گروه نيز نگاهي بياندازند تا بفهمند که آنها در داشتن چنين موقعيت و کسب پيروزيها ، لياقت و شايستگي دارند . خانمهای متولد اين ماه اغلب مورد تقليد اطرافيان هستند و درضمن حرفها و نظرات شان برای بعضي ها حکم سند را دارد . کسي در خانواده تان از دست شما دلگير است ، سعي کنيد دل او را بدست بياوريد

ميزان : متولدين اين ماه بايد در حفظ دوستان خوب خود و در مراقبت و پايداری روابط فاميلي تا حد امکان کوشا باشند . چرا که همين روابط خوب و محکم ، در همه شئونات زندگي آنها و حتي آينده ای که در پيش دارند موثر خواهد بود ، اينروزها ريسک برای متولدين اين ماه با نتايج خوب همراه است ، البته اين ريسک در زمينه های خريد و فروش و اقداماتي برای تغيير و تحول در کسب و کار با پيش بيني های منطقي حتما" توام با موفقيت خواهد بود

عقرب : با پيش آمدن بعضي حوادث ، عده ای از متولدين اين ماه دچار پشيماني شده و خود را در ايجاد اين حوادث مقصر ميدانند در حاليکه در اصل چنين نيست و بايد اين را بپذيرند که اين مسائل در هر حال پيش ميايد . جاه طلبي بعضي از اطرافيان برای در صدی از متولدين اين ماه دردسر و مشکل ايجاد نموده است و بهتر اينکه تا حد ممکن جلوی اين گروه را بگيرند . هديه ايي را از اقوام نزديکتان دريافت خواهيد کرد که بسيار خوشحالتان خواهد کرد

قوس : نا آرامي و سر گشتگي بعضي از متولدين اين ماه را بايد بحساب دوری از عزيزان ، اصولا" دورافتادن از گذشته ها و خاطرات شيريني که زندگي شان را دربر گرفته بود گذاشت ، در مجموع متولدين اين ماه آدمهای عاطفي ، پابند گذشته و مسائل بسيار عاطفي هستند و بهمين سبب خيلي از دختر خانمهای متولد اين ماه تا سالهای سال بدليل دست نيافتن به ايده آلها ازداوج نمي کنند ، خيلي از مردها تا پايان عمر وصلتي را نمي پذيرند . حق گرفتي ست نه دادني ! پس حقتان را با چنگ و دندان بگيريد

جدی : شرکت در يک ميهماني سبب ميشود بسياری از متولدين اين ماه چهره واقعي گروهي از اطرافيان خود را بشناسند و باصطلاح با چنين شناسائي برای آينده خود تصميم منطقي بگيرند . در اين ميان بعضي سوء تفاهمات که ميان آشنايان کدورت و دلگيری بوجود آورده بود با حوادث تازه برطرف ميشود و حتي بين گروهي از عروسها و مادر شوهرها روابط بسيار صميمانه ای بوجود ميايد . آن دسته از آقايان که در تدارک جدائي هستند بايد بدانند که اينگونه يکطرفه اقدام کردن پشيماني ببار مي آورد

دلو : توقع عزيزان و دوستان و آشنايان از متولدين اين ماه هميشه زياد است ، البته چنين روحيه ای تنها بدليل امکانات و فداکاريهای متولدين اين ماه بوجود آمده است ، بسياری از پدر و مادرها که فرزندی متولد اين ماه دارند خوشبخت هستند و درضمن فرزنداني هم که پداراني متولد اين ماه دارند در صف خوشبخت ها قرار دارند . اشتباه و سهل انگاری بعضي از اطرافيان سبب ضرر و زيان و دردسر برای 50 درصد از متولدين اين ماه شده ولي خوشبختانه اين مسائل قابل حل ميباشد

حوت : فرد مورد علاقه متولدين اين ماه خيلي روی رفتار و اخلاق مهربان و انساني شان حساب ميکند . اگر دليل خستگي و مشغله و غيره ، اين رفتار تغيير کند مسلما" اين روابط را بهم ميريزد . روحيه کمک در متولدين اين ماه بسيار بالا ست . هميشه برای ياری دادن به محتاجان و اطرافيان آماده هستند ، در اين ميان بدليل اشتباه و يا سوء تعبير عده ای تصميم گرفته اند ديگر دست ياری به سوی کسي دراز نکنند که مسلما" صحيح نيست . پايان هفته پر مشغله ايي خواهد داشت

ارسالی مسعود "ثاقب"

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در سه شنبه هشتم آذر 1384 و ساعت 10:20 قبل از ظهر
اندرزها و اندیشه های گوناگون

  • چی شیرین است گناهی خود را شناختن
  • باران هم روی ظالم میبارد هم روی مظلوم ولی بیشتر روی مظلوم . زیرا ظالم چتری مظلوم را ربوده است
  • کسیکه بر دیگران حکومت میکندنخست بایددر نفس خود حاکم باشد
  • آزادی لاغر بهتر از اسارت چاق است       
  • آزادی حقیقی آن نیست که هر چه میل داریم انجام بدهیم. بلکه آن است که آن چه حق داریم بکنیم
  • تا حکیمان حاکم وحاکمان حکیم نشوندبشرروی سعادت رانخواهددید

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در سه شنبه هشتم آذر 1384 و ساعت 10:15 قبل از ظهر
اندرز ها

  • بیایید زمانی را برای فکر کردن صرف کنیم چرا که منشا قدرت است
  • بیایید زمانی را برای مطالعه صرف کنیم تا فکر مان نیرو یابد
  • بیایید با هم دوستانه رفتار کنیم چون این راهیست برای خوشبختی
  • بیایید با هم بخندیم زیرا خنده موسیقی روح است           
  • بیایید همدیگر را ببخشیم که این لذتیست عمیق                        
  • بیایید کار کنیم تا از عوامل بدبختی دور بمانیم                 
  • وزین همه مهمتر اینکه بیایید همدیگررا دوست داشته باشیم که این

 محبت الهی است

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در سه شنبه هشتم آذر 1384 و ساعت 10:5 قبل از ظهر
ای وطن

ای وطن خاکت به چشمم توتیاست

گرچه فرش  خانه ام از بوریاست

ای وطن بی تو به غربت زیستم

کس زاحوالم نه پرسیدکیستم

تا به ملک غیر سرگردان شدم

زیربار منت دونان شدم

تعنه گفتندم: مهاجر دور شو

بی وطن ناچار هستی کور شو

قدر میهن را کجا دانسته ئی

آمدی در جمع ما پیوسته ئی

اشک حسرت تا زچشم زیر شد

مدعی باردگر چون  شیر شد

گر به ملک من نباشد جنگ ها

کی توانم زیست با این رنگ ها

نی کرای خانه دارم نی به برق

نی کسی دارم به غرب و نی به شرق

یک مهاجر آدم بیچاره ام

در پی یک لقمه نان آواره ام

التجا دارم که بر گردم وطن

ورنه می میرم در اینجا بی کفن

این بگفتم زار در گریان شدم

ای وطن بی تو چی سان بریان شدم

بعد از این خواهم سعادت های تو

گل بریزم هر کجا در پای تو

میکنم جان را فدایت ای وطن

تا که گردم صاحب یک قد کفن

خاک گورم با پدر یک جا شود

از حدیثم ناله ها بر پا شود

بعد از آن مردن برایم راحت است

(تنها) خونم به میهن زینت است 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در دوشنبه هفتم آذر 1384 و ساعت 3:59 بعد از ظهر
راه نا هموار

در این راه خم و پیچش زافتیدن نمی ترسم

خمارم من به غیر از می که از مردن نمی ترسم

نشد از نا توانی دامنم آلوده گر در خون

سبا در بین خلق خویش از بودن نمی ترسم

در این پیکارخونین موج شور انگیز راه حق

من از رنج عذاب گورجان کندن نمیترسم

از آن روزیکه دانستم- مفاهیم  ان الحق را

چو منصور راز طناب دار در گردن نمی ترسم

به عزم صد جوان کشته در این راه نا هموار

زابرورعدوبرق و سیل و باریدن نمی ترسم

تنم مست شنای سینه امواج دریا هاست

چو یک گرداب دور خود زپیچیدن نمی ترسم

برون گشتم زدل تنگی از ان ژرفای تاریکی

حبابم خود به خود از محو گردیدن نمی ترسم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در دوشنبه هفتم آذر 1384 و ساعت 2:37 بعد از ظهر
آنسوی این ظلام

ساعت- دقیقه-ثانیه-یک لحظه- یک دم است

آری بخوان وزمزمه کن عمر ما کم است

تنها سرور گمشده این دیار نیست

دنیا پر از کدورت و لبریز از غم است

شایسته نیست ماندن و مرداب گون شدن

جاری شویم فرصت رفتن فراهم است

باید مسیر روشن پرواز طی شود

حتی اگر به سمت افق های مبهم است

پهنای بیکرانه سرشار از نوید

آنسوی این ظلام نفس گیر و پرسم است

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در دوشنبه هفتم آذر 1384 و ساعت 1:47 بعد از ظهر
برای تو

هر سو روم تو میکشیم باز به سوی خویش

یابم به هر کرانه تو را روبروی خویش

دانستم اخر این که تو با من یکیستی

بیهوده بودم این همه در جستجوی خویش

بر رنجشم مکوش نگارا که من توام

نا اگهی عزیز شوی چون عدوی خویش؟

در رود عشق تو تن من گشت حل چو گرد

یک پاره جان شدم پس از این شستشوی خویش

بی تو خموشی ام همه چون نای بی نوا

آواز توست این که کشم از گلوی خویش

بی بوی تو دگر نتوانم کشم نفس

کردی مرا زبس که تو معتاد بوی خویش

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در یکشنبه ششم آذر 1384 و ساعت 4:5 بعد از ظهر
درد دلها

روزی دولت- عزت وعلم در یک جا نشسته بودند و با هم گفت و شنود داشتند.

علم بعد از صحبت های طولانی گفت بعد از رفتنم اگر مرا خواستید من در نزد علما و دانشمندان میباشم. 

دولت مغرورانه اظهار داشت اگر مرا خواستید من همیشه در جیب ثروتمندان ودر سیف پولداران زندگی میکنم.

عزت آهی گشید و خاموش ماند.علم ودولت پرسیدند تو چرا نشانی ات را نگفتی؟

عزت جواب داد:افسوس که من اگر رفتم دیگر باز نمیگردم.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در یکشنبه ششم آذر 1384 و ساعت 3:36 بعد از ظهر
شعری از یما بهگام

نما تراقسم  به شهیدان این وطن

جالی نهاده برتو جباران این وطن

یکدم ببر زبین برایشان حواله کن

با دست مرده خنجر و پیکان این وطن

یما بهگام

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در یکشنبه ششم آذر 1384 و ساعت 3:26 بعد از ظهر
پیمان

نه ایوان آرزو دارم نه میترسم ززندانی

پیام زندگی گویم زانسانی به انسانی

چو منصور ازسخن گویم- بدارم میکشند اینجا

زبینایان نمی یابم یکی چشم سخندانی

مرا آزردگی دیگران آزرده می سازد

به قلب من خلد خاری که گیرد جابه دامانی

زمن پرسید رنج ناتوانان را که میداند

زبان آرزو های پریشان را پریشانی

سموم نا مرادی نخل امیدت نسوزان

رسانی گر دلا جان حزینی را بجانانی

سر شوریده دارم که قربان وطن سازم

رفیقان! بسته ام بازندگانی طرفه پیمانی

نبرد زندگانی مسلک و ایثار میخواهد

نبرد گردنی((تنها)) دم تیخ هوسرانی  

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در یکشنبه ششم آذر 1384 و ساعت 3:23 بعد از ظهر
خانه ی دوست کجاست؟

خانه ی دوست کجاست؟

خانه ی دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار.

آسمان مکثی کرد.

رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

و به اتگشت نشان داد سپیداری و گفت:

نرسیده به درخت،

کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است

و در آن عشق به اندازه ی پر های صداقت آبی است.

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در می آرد،

پس به سمت گل تنهایی می پیچی،

دو قدم مانده به گل،

پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی

و تورا ترسی شفاف فرا می گیرد.

در صمیمیت سیال فضا،خش خشی می شنوی:

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور

و از او می پرسی:

خانه ی دوست کجاست؟!

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در چهارشنبه دوم آذر 1384 و ساعت 10:51 قبل از ظهر
غمگين

غمگين

غمگين تر از علف، به کنار مزارها

بنشــسته ام کنـار مـزار تو  بارها                                         

من منتظر که ناله ام از سنگ بگذرد

برخيزی و به سر برسد انتظارها

در دل نهفته ام غم اين راه پر ملال

چون جويبار آمده از شوره زارها

تنها، در اين کوير سياهي، چو گردباد

پيچيده ام به خويش، ز داغ تو بارها

سيلاب برد، خانه صبری که ساختم

من باز اميدوار...به اين روزگارها

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در چهارشنبه دوم آذر 1384 و ساعت 10:47 قبل از ظهر

دوستت دارم

 

اگر باد بودم می وزيدم،

اگر ابر بودم می باريدم،

اگر مهر بودم می تابيدم،

اگر خدا بودم می آفريدم تا بدانی دوستت دارم ....

اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم،

اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم،

اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم،

اگر خدا بودی به تو ايمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم،

اگر هيچ بودی از تو ابر سپيدی می ساختم،         

از تو خورشيد با شکوهی بوجود می آوردم،

تو را نسيم ملايمی می کردم

از تو خدايی بزرگ می ساختم،

تا بدانی که فقط تو را دوستت دارم....

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در چهارشنبه دوم آذر 1384 و ساعت 10:43 قبل از ظهر
دلم طاقت نشستن ندارد

دلم طاقت نشستن ندارد

دلم طاقت نشستن ندارد وقتی به چشمهايم می نگری

چشمهايم تحمل نگريستن ندارد وقتی مرا می نوازی

روحم پر می كشد وقتی با من سخن می گويی

زبانم هم كه بند می آيد

تو بگو چه كنم با اين همه التهاب كه همه از دوست داشتن توست

غزل هايم را فراموش می كنم

از سهراب يا نيما، فروغ يا شهريار چيزی به ياد نمی آورم

فقط بايد زمزمه كنم

زير لب به گونه ای كه تو نيز بشنوی

كسی درون من است كه از دريچه چشمم به كوچه می نگرد

كسی درون من است...



 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در چهارشنبه دوم آذر 1384 و ساعت 10:32 قبل از ظهر