تبليغاتX
زندگی دفتر خاطرات
رنگ گلها

رنگ سرخ تجدید عشق

.

رنگ زرد جدایی و بیزاری .

.

گل بنفشه راز دوستی

.

گل شقایق عشق تو مایه حیات من است و تنها بخاطر عشق تو زنده ام

گل بنفشه صحرایی عشق حقیقی

گل نسترن فراموشی عشق

گل سفید عشق پاک نتیجه خوشبختی ازدواج میباشد

.

گاهی اوقات پیش خود فکر می کنم محبتی که من نسبت به او در دل دارم اگر در دل او هم چنین می بود شاید برای دردی دوا میشد

کاش میدانست که چقدر اورادوست دارم چه شب های  را به یاد او فردا میکنم.

خدایا این چه محبتی است که در قلب ام جا داده یی

من نمیدانم چرا؟ ............................................

خدایا نمیدانم که چگونه ازاین را خودم را نجات بدهم چگونه بتوانم اورا فراموش کنم آنقدر در بحر بیکران عشق او غرق هستم که فکرمی کنم بر آمدن به ساحل برایم امید خیلی ها ناممکن است.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384 و ساعت 2:43 بعد از ظهر
عید مبارک

سلام عید گذشته همه شما کسانیکه به وبلاگ من سری میزنیدمبارک!

امید وارم عید خوبی وخوشی را سپری کرده باشید و با دوستن تان که ناراحت بودید حتمآ زنگ زده وعید را برایشان تبریک گفته باشید نه اینکه مانند دوست من که خفه بود یا نبود برایم نه زنگی زد و نه ایملی به مناسبت عید فرستاد

خو به هر حال هر چه باشد نباشد دوست زمانه است اگر دوست هم داشته باشد واقعی نیست چونکه اگر واقعی میبود و من بیادش میبودم حتمآ عید را برایم تبریک میگفت باشد هر چه خدا میخواهد گله ندارم البته خدا نمی خواهد که من دوست داشته باشم که تا ابد دوست باقی بماند خو به هر حال امید وارم عید خوبی سپری کرده باشید و دوستان واقعی داشته باشید و همین طور که این شخص دوستش را دوست دارد شما هم دوست داشته باشید.

موفق باشید!

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 11:52 قبل از ظهر
هدیه هر دوعاشق به فریما

 

I love you roseRosa eu te amo / amo-te

愛しているçÌÇ AMj· OJY¿ šm ÁM çο

Punjabi (Pakistan)rosa ti amo

امیدوارم که مطالب پر باری بنویسی

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 12:5 بعد از ظهر

 

Don't
walk in front of me,
I may not follow.
Don't walk behind me,
I may not lead.
Walk beside me and
be my
friend.
 

جلوی من قدم بر ندار،

شايد نتونم دنبالت بيام.

پشت سرم راه نرو،

شايد نتونم رهرو خوبی باشم.

کنارم راه بيا و دوستم باش.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 11:59 قبل از ظهر
با شکست در عشق چی باید کرد؟

 

به نام او تمرکز اين نوشتار بر روي عشق زميني و به تعبير ديگر عشق مجازي است، که در مقابل عشق حقيقي بازشناسي شده و مراد از آن محبت شديد (نه محبت معمولي) بين تنها و تنها دو فرد انساني است. عاشق و معشوقه ها در اين ميدان در چهار صورت قابل فرض اند:  اول: عاشق و معشوق هر دو مرد باشند؛ دوم: عاشق و معشوق هر دو زن باشند؛ سوم: عاشق مرد و معشوق زن باشد؛ چهارم: عاشق زن و معشوق مرد باشد. در اين ميدان جاي سخن بسيار است و نگارنده در جاي ديگر به تفصيل به ماهيت و اقسام و... عشق پرداخته است (منصورنژاد محمد، عشق زميني، ناشر: مؤلف: 1381).
با فرض اينکه عشق بين دو فرد با تمام آثارش شکل گرفته (که حداقل اثرش آن است که اين محبت شديد، فقط بين دو فرد ساري و جاري است و به قدري شديد است که اين دو و خصوصا عاشق را از توجه به ديگران بازداشته است). ممکن است به دلايلي عاشق و معشوق، در حالي که همچنان به هم علاقه مند و نيازمندند، مجبور شوند که از يکديگر فاصله بگيرند و اين روابط و تجربه ها را قطع نموده و همديگر را فراموش نمايند. و از آنجا که فراموش کردن و پشت سر گذاشتن فضاهاي عميق، شديد و نافذ عشق، به هيچ عنوان کار سهلي نيست و ممکن است به جد در فعاليت هاي عادي افراد اختلال ايجاد کند، از اين رو لازم است که براي برون رفت از اين وضعيت به چاره جويي نشست و به اين سؤال پاسخ داد که در عشق ناکام و شکست خورده چه بايد کرد؟ چگونه بايد از اين فضا فاصله گرفت و به وضعيت عادي زندگي پرداخته و اين توان و فرصت را بيابند که از زندگي لذت ببرند؟  در پاسخ بدين مشکل و براي شکست خورده در ميدان عشق، حداقل دو دسته پيشنهادات، قابل توصيه اند:
الف) نسخه هايي غير از عشق:
از آنجا که فضاي عشق، تمام وجود آدمي را اشغال مي کند و به تمام ابعاد شخصيت آدمي معنا و شکل مي دهد، پس از خالي شدن چنين امر فراگير و نافذي، آدمي در قلب و جانش خلاهاي بسيار شديدي احساس مي کند که به نحوي بايد اين محيط خالي را پر کرد. از جمله مشغله هاي پيشنهادي، کارهاي سخت، جسماني، سنگين و نيز ورزشي است (کارهاي يدي، کوهنوردي، دويدن، شنا و...). ممکن است فرد را به سوي امور زيبايي شناختي، لطيف، فرحزا و قلبي فراخواند که مثلا به امور هنري و ادبيات بپردازد (شعر، موسيقي، خطاطي، نقاشي، شرکت در محافل ادبي و...). ممکن است غذايي که براي عاشق شکست خورده تجويز مي شود، از مقوله هاي جسمي و قلبي نباشد، بلکه او را به تلاش عقلاني جدي فراخواند (مثلا پژوهشهاي علمي، خصوصا ميداني و تجربي و...).
 
اينگونه نخه ها گرچه ممکن است به عنوان دارو تلقي شوند که مي توانند بي قراري هاي شکست در عشق را موقتا آرام نمايند، اما في الواقع اينگونه توصيه ها، نسخه هاي دوانما هستند و حداکثر کارکرد آنها ايجاد نقشي مسکن و آرام بخش به صورت موقتي است و فرد بحران زده ممکن است از اين فضا قانع نشده و مجددا به حالت اول بازگردد.
ب) نسخه هايي بر مبناي عشق:
به نظر مي رسد که پادزهر اصلي عشق، همان عشق است و تنها با عشق مي توان توسن سرکش عشق را مهار نمود. عاشق شکست خورده در اين ميدان را نه مي توان و نه جايز است که از نعمت وجود عشق، بازداشت. نمي توان او را از اين فضا بيرون آورد، چون کسي که تجربه ي لحظه هاي شيرين، عميق و جذاب عشق را داشته، با هيچ تجربه ي ديگري به آن حد و گستره از تجربه هاي هجر و وصل، لذت و غم، آرامش و اضطراب، نمي تواند برسد و درنتيجه، هميشه در عطش و تشنگي مي ماند.
 
جايز نيست و نبايد گوهر عشق را از کسي گرفت، زيرا براي مهمترين بعد وجودي آدمي، يعني قلب، بهترين و لذت بخش ترين غذاست. از اين رو آنان که در اين موضوع به دنبال پاک کردن صورت مساله اند، بسيار به خطا مي روند. اينجاست که بايد براي جايگزيني فضاي عشق، تنها و تنها به عشق تمسک جست. به عبارت ديگر نبايد عشق را در آدميان جابجا کرد، چون نياز جدي است و جايگزيني مناسبتر، بلکه در حد خود ندارد، بلکه بايد معشوق را جايجا کرد و تغيين داد. اما مصداق معشوقها براي چنين عاشق بحران زده يي در سه سطح قابل فرض اند:
 
اول، معشوقه ي فراانساني:
 
مراد از مصاديق، معشوقه هايي هستند که جنبه ي تجرد داشته و قرار نيست عاشق با قالبي ملموس، مشهود و ملموس، مثل ساير اشياء و آدميان سروکار داشته باشد، بلکه با امور و مصاديق مجرد، غيرملموس و غيرمشهود مواجه است. به عبارت ديگر، براي فرار از عشق مجازي، مي توان به دامن عشق حقيقي چنگ زد. از آنجا که ورود به فضاي عشق حقيقي، توان، ادراک، تخيل و امکانات ويژه مي طلبد، که کار هر کسي نيست، عاشق ناکام از آنجا که تمزين پرواز، تلقين حرکتهاي سنگين روحي، تجربه ي تخيلهاي عميق و همه جانبه را دارد، بسيار مستعد است که در سطوح بالاتري نيز پرواز نمايد. از اين رو مي توان به اين گونه عاشقها گفت، وارد فضاي عشق الهي و معنوي شويد، با خدا سودا کنيد، با مسايل و اشخاص معنوي (مثلا معصومين) عشق بازي کنيد و عطش وجودي خودتان را از سرچشمه هاي اصيل و سالم عشق فراانساني سيراب کنيد و با توکل و توسل به آرامش برسيد.
 
اين راه رفتني، قابل وصول و نتيجه بخش است. (بد نيست از اين زاويه تجربه هاي معنوي مولانا پس از ازدست دادن شمس تبريزي و استاد محمدحسين شهريار پس از نوميدشدن از معشوقه اش مورد توجه و تامل قرار گيرند). اما راهي است صعب و سنگين و از اين رو در حد همه ي انسانها و هر سطح از عاشق فرومانده از راه نيست. اينجاست که در چاره جويي براي فرد شکست خورده در عشق، بايد وزنه هاي سبکتر و قابل حملتر از عشق حقيقي پيشنهاد کرد، در عين حال که اين راه را براي سالکان جدي، عاشقان توانا و روندگان با عزم جزم بازگذاشت و بر روي آن به عنوان راه حلي اساسي تکيه کرد.
 
دوم، معشوقه ي فروانساني: ممکن است به عاشق خسته گفت که چرا از طبيعت زيبا بهره نمي گيري و با آن مانوس نمي شوي؟ چرا از اين همه پرندگان و حيوانات متنوع و دوست داشتني غفلت مي کني و چرا خودت را پايبند امور و مصاديق غيرانساني نمي کني که پاسخهاي مناسبي نيز از آنان دريافت کني. مثلا چرا به تغذيه و تربيت پرندگان زيبا نمي پردازي؟ چرا با آب و گل خلوت نمي کني و آرامشت را از اين طريق نمي جويي؟ چرا با پروراندن برخي حيوانات که قدرشناس و وفادارند، مشغول نمي شوي؟و...
 
گرچه اينگونه معشوقه ها نيز جذاب اند و آدميان زيادي را نيز دلبسته ي خود کرده اند، ولي براي کسي که تجربه ي عشق انساني دارد و ناکام مانده است، اين گونه معشوقه ها به جهت پايين بودن سطوح توانايي ها و جذابيت ها، قانع کننده نبوده و لذتش ناقص بماند و از اين رو ممکن است فضاي غم و تلخي شکست مجددا براي او احيا شود. از اين رو اين جايگزيني در عشق، گرچه مفيد است و به عنوان معادلهاي غيرکامل، قابل تجويزند، اما مي توان نسخه هاي مناسبتري نيز براي اين درد تجويز نمود.
 
سوم، معشوقه ي انساني: در اينجا توصيه و تجويز آن است که اگر معشوقه يي به هر دليل از دست رفت، چرا يکي ديگر در حد او و ياشد بهتر از او را برنگزيند؟ به جاي يک انسان، به انسان ديگري مهر ورزيد و به معاشقه نشست. ممکن است گفته شود که اين تجويز سطحي و غيرجامع است. زيرا کسي که غرق در فضاي سنگين عشق است، معشوقه ي سابق تمام فضاي ذهني و جانش را اشغال کرده است. او نه جايي براي مهرورزيدن (در حد عشق) به ديگران دارد و نه اين فرصت و توان را دارد که براي جابجايي معشوق، عزم جزم کند و پادررکاب نمايد. اين اشکال بي وجه نيست، اما توصيه ي ما نيز بي قيد و شرط نيست و با رعايت اين قيود، برداشتن اين بار ممکن مي شود. در مسير جايگزيني معشوق، بايد به نکات زير توجه داشت:
 
اولا: چنين فرد بحران زده از تجربه ي کارشناسان و از مشاوره با صاحبنظران، هرگز غفلت نورزد. زيرا آشنايان با پيچ و خمهاي وجود آدمي و بحرانهايش، ممکن است راههاي ميانبر و حد وسطي را بشناسند که راه برون رفت از مشکل را براي ديگران بسيار تسهيل مي نمايند.
 
ثانيا: تغيير معشوقه، يک شبه و در اندک زمان به سادگي ممکن نيست. از اين رو به عاشق آسيب ديده بايد فرصت داد تا اندکي از مشغله هاي وجوديش فروکش کند. تجربه هاي تازه تر نمايد، با حوادث و مسايل نويي دست و پنجه نرم کند و اندک اندک از شعله هاي فروزان عشق، فاصله گيرد، تا قابليت و ظرفيت تجربه ي جديد و دريافت محبت فرد جديد را پيدا کند و از سويي ببيند که در درون نيازي اساسي وجود دارد و پاسخ مي طلبد، و از سوي ديگر به اينجا برسد که پاسخ شايسته براي آن حاجت ندارد، تا به فکر غذاي مناسب براي رفع آن نياز بيفتد.
 
ثالثا: آدميان بر اساس باورهايشان زندگي مي کنند. انسانها در قالبهاي ذهني و تصاوير ذهني خود، پيش فرضهايي دارند که مبناي ادراک و کنش آنان است. برخي از اين باورها صواب اند و بايد حفظ و تقويت شوند. اما بسياري از تصاوير ذهني اگر غلط هم نباشند، اين قابليت را دارند که جايگزينهاي مناسبتري پيدا کنند (و البته اگر غلط اند، بايد جايجا شوند). عاشق نيز از معشوق پيشين و شرايط يک معشوق مطلوب و... پيش فرضهايي دارد که با تامل و با راهنمايي افراد محبوب، مي تواند قالبهاي ذهني و پيش فرضهايش را جابجا کند، آنگاه آماده ي دريافت تجربه ي جديد خواهد شد.
 
رابعا: براي اينکه فضاي سابق مورد غفلت و فراموشي قرار گيرد، حتما بايد هر اثر، نکته، مطلب و اشياء مربوط به فضاي عشق پيشين در معرض ديد و در دسترس عاشق ناکام نباشد. از اين رو بايد هر آنچه که خاطره ي گذشته را تجديد مي کند، چاره جويي نمود و از آن عقبه رهايي يافت و فاصله گرفت، تا آنکه صفحه ي جانش آمادگي دريافت تجربه ي جديد را بيابد.
 
حاصل آنکه با رعايت شرايط فوق (مشاوره، فاصله ي زماني، تغيير تصوير ذهني و محو آثار پيشين) مي توان از تجربه ي شکست در عشقي رهايي يافته و با جايگزيني معشوق جديد، از زندگي لذت برد. واضح است که شرايط يادشده، بسترها را فراهم مي کند و فرد بحران زده بايد فعالانه بسترهاي لازم را در اين شرايط مناسب براي گزينش جايگزين مناسب فراهم کند

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 11:23 قبل از ظهر
من کیستم؟

من کیستم ؟

من یک انسان تک وتنها در یک دنیا فانی

من یک دختر تنها در زیر آسمان کبود

من یک ..................... برای کسی که اصلا نمیداند که من او را چی قدر.................دارم و اصلا هم این احساس را او حس نمی کند که آیا کسی است که مرا دوست داشته باشد؟  است کسی که همیشه بیاد من باشد ؟ و من میدانم که او هیچوقت بیاد من نیست و هیچ فکر نمی کند که  کسی است که همیشه یادش کند وهمیشه برایش دعا کند وتمام لحظات را بیادش سپری کند؟

بلی اون منم که همیشه بیادش هستم و همیشه یادش می کنم اما چی فایده که اون حتی نمیخواهد جواب بدهد زمانی که برایش زنگ میزنم و حتی نمیخواهد بگوید که چی حال دارد من میدانم که او جور و صحتمند است اما باز هم میخواهم که اینرا از دهن خودش بشنوم که بگوید بلی من خوبم

این طالع بد من بوده که با همچین شخص روبرو شدم خدا کاشکی اصلا اونرا به من نشان نمیدادی

چنانچه شاعر گفته است که:

ای که میگویند که باخوبان آشنای مشکل است

آشنای میشود اما جدای مشکل است

ومن هم همینطور خیلی باسانی همرایش آشنا شدم ولی فعلا نمیتوانم ازیاد ببرمش

خیلی هم سعی میکنم ولی نمیشه

نمیدانم چی کار کنم

تقدیم برای دوست عزیزم ( ف ساغر)

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در دوشنبه نهم آبان 1384 و ساعت 2:3 بعد از ظهر

هردوعاشق

برج وکبوتر

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در دوشنبه نهم آبان 1384 و ساعت 1:21 بعد از ظهر
12راه برای خواستگاری کردن

۱۲ راه براي خواستگاري كردن

در زندگي اتفاقات كمي نظير ازدواج كردن به فكر و آمادگي زيادي نيازمند است. همه دوست دارند خواستگاري شان يك مراسم رسمي و تمام عيار باشد. مردها دوست دارند همسر آينده آنها اين روز را تا آخر عمر به ياد بسپارند ولي به نظر مي رسد كه اين مراسم خيلي يكنواخت شده و همه راهها امتحان شده است و هيچ نوع تازه اي براي خواستگاري كردن وجود ندارد.

عزيزم با من ازدواج مي كني؟

راههاي زيادي براي مردها وجود دارد كه از زن مورد علاقه خود تقاضاي ازدواج كنند.عزيزم با من ازدواج مي كني؟ و بعد مرد زانو مي زند و يك حلقه از جيب خود در مي آورد! اين شيوه ”باستاني“ خواستگاري هنوز هم مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.

اما زنان امروز بيشتر دوست دارند با احساس و عاشقانه از آنها خواستگاري شود ”يك خواستگاري رمانتيك“!
 

1 – به اوج برويد!

اگر زن مورد علاقه شما يك ورزشكار است مي توانيد با او به كوهنوردي برويد وقتي به قله رسيديد از او خواستگاري كنيد. ديگر راههاي ممكن خواستگاري در حال موج سواري، اسكي و...است!!
 

2 – يك فيلم بسازيد

در يك فيلم ويديوئي خودتان از او خواستگاري كنيد و اين فيلم را در كنار هم تماشا كنيد. او حتماُ از ذوق بالا پايين خواهد پريد و از شما درباره ماه عسل خواهد پرسيد.
 

3 – ميان زمين و هوا

از مهماندار هواپيمايي كه با همسر آينده خود سوار آن شده ايد خواهش كنيد از پشت بلندگو تقاضاي شما را مطرح كند:” ما الان در آسمان سانفرانسيسكو در حال پرواز هستيم و هواپيما تا 45 دقيقه ديگر در مقصد به زمين خواهد نشست ضمناً جوآنا! مايكل مي پرسد آيا افتخار ازدواج كردن را به او ميدهيد؟“ بعد از اين عبارت بايد در آرزوي دو چيز باشيد.

  1. جواب مثبت جوآنا
  2. هواپيما سالم به زمين بنشيند!
     

4 – در اتوبان

فرض كنيد در اتوبان اتومبيل دختر مورد علاقه تان را مي بينيد، از همه سبقت مي گيريد تا به او بريسد. وقتي به او رسيديد يك پلاكارد در دست بگيريد كه رويش نوشته ايد:”لوسي، با من ازدواج مي كني؟“ فقط مراقب باشيد كه لوسي از فرط هيجان ترمز دستي را نكشد!
 

5 – در سينما

مي توانيد از مسوولين سينما بخواهيد كه قبل از شروع فيلم در بين آگهي ها متني به صورت ”جولي، همسر من مي شوي؟ “ را روي پرده به نمايش گذارد. ممكن است با اين كار برنده جايزه اسكار نشويد ولي بدانيد كه اين رمانتيك ترين صحنه ای خواهد بود كه تا به حال به روي پرده آن سينما رفته است!
 

6 – زير باران

آبشار نياگارای كانادا يكي از بهترين جاها براي ماه عسل است و كمتر كسي آنجا را براي خواستگاري انتخاب مي كند. زير باران ، بهترين جا براي تقاضاي ازدواج است.
 

7 – روز ولنتاين

به جاي خريدن كارت و گل و شكلات براي روز Valentine بهتر نيست عشق خود را با مطرح كردن تقاضاي ازدواج به او نشان دهيد؟

 

8 – يك راه ساده!

در هنگام بروز احساس عاشقانه خود از او خواستگاري كنيد. مطمئن باشيد او توان نه گفتن را ندارد.
 

9 – از پليس ها كمك بگيريد

اين يكي شايد به تلاش زيادي نياز داشته باشد . مي توانيد به كمك پليس اتومبيل او را با جرثقيل به اداره راهنمايي ببريد و او را براي دريافت برگه تقاضاي ازدواج احضار كنيد!!
 

10 – تولدت مبارك

روز تولد يكي از بهترين موقعيت ها براي گرفتن جواب ”بله“ است . بعلاوه او خواهد فهميد كه روز تولدش را فراموش نكرديد و هرگز نخواهيد كرد.
 

11 – پست الكترونيكي

اينترنت همه جنبه هاي زندگي ما را با تكنولوژي همراه كرده است. چرا خواستگاري را نكند؟ فرستادن يك ايميل با عنوان ” love mail“ هم راه ديگري براي مطرح كردن تقاضاي ازدواج است.
 

12 – با برنامه مورد علاقه او تماس بگيريد

اگر ميدانيد هر روز سر يك ساعت معين به يك برنامه راديويي گوش مي كند با آن برنامه تماس بگيريد و تقاضاي خود را به طور زنده مطرح كنيد. مي توانيد حتي از مسوولين برنامه بخواهيد به طور همزمان با او تماس برقرار كنند.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در دوشنبه نهم آبان 1384 و ساعت 1:16 بعد از ظهر
چی کسی عشق را نجات میدهد؟

ÿÿ

چه کسی عشق را نجات می دهد ؟

 

در گوشه ای از اين دنيا جزيره ای وجود داشت که در اين جزيره تمام احساسات ( غم ، شادی ، غرور ، ثروت ، کينه و …) در کنار هم زندگی می کردنند . يه روز احساس بد شانسی مياد تو ميدون جزيره و می گه :

 من احساس می کنم تا چند وقت ديگه اين جزيره زير آب ميره ، من وظيفه خودم   می دونستم که بيام بهتون اين احساسم رو بگم .

 همه احساسات بعد از شنيدن اين خبر ميرن سراغ جمع کردن اسباب و وسايلشون . هر کی برای خودش يه قايق می سازه . ولی عشق خيلی راحت داشت زندگی می کرد و اصلاً به اينکه ديگران دارن چيکار می کنند توجهی نداشت .

آخه عشق ، عاشق جزيره بود و اصلاً نمی تونست باور کنه که داره معشوقش رو  از دست می ده .

بالاخره اون حسی که بدشانسی داشت ، به حقيقت پيوست .

روزی رسيد که جزيره داشت زير آب فرو  می رفت .همه ی احساس ها سوار قايقهايی که ساخته بودند  شدند ولی عشق قايقی نساخته بود و با تنها رفيقش (اميد) به بلندترين نقطه جزيره رفتن . جزيره هر لحظه بيشتر و  بيشتر در آب فرو می رفت .

 اميد به عشق می گفت : نگران نباش همه چيز درست می شه .

 ديگر تمام جزيره زير آب رفته بود و عشق و  اميد بر تکه سنگهايی که داشتند به زير آب فرو می رفتند ، ايستاده بودند . وقتی آب به زانوی عشق رسيد حس اميد بيهوش شد . عشق تلاش کرد تا اميد را به هوش بياورد اما نتوانست و اميد را به کول گرفت . حالا عشق بايد هم مواظب خودش بود و هم مواظب اميد .

 

عشق ناگهان ديد که قايق حس شادی از چند متری اش در حال عبور است . برای کمک خواستن از حس شادی ، بلند داد زد : شادی…… شادی… .

ولی شادی در پی بازيگوشی و سرگرمی هايش بود بخاطر همين اصلاً صدای عشق را نشنيد و رفت .

 

قايق غم از نزديکی عشق در حال عبور بود که عشق به غم گفت : حس غم ، ما قايق نداريم . ما رو با خودت می بری .

 غم گفت : من چون تنها هستم زنده ام ، اگه با کسی باشم از بين می رم . غم هم رفت .

 

چشم عشق به قايق ثروت افتاد . منتظر شد تا ثروت نزديکتر شود . وقتی قايق ثروت نزديک عشق رسيد ، عشق به ثروت گفت : ثروت ، ما قايق نداريم . ما رو سوار قايقت می کنی ؟

ثروت گفت : درسته که ما قبلاً با هم دوست بوديم ولی من اينهمه سال زحمت کشيدم تا الماس و جواهر جمع كنم ، الان هم تو قايقم پر از الماس و جواهره . من نمی تونم قسمتی از داراييم رو تو آب بريزم و تو و اون دوستت رو سوار کنم .

 

عشق قايق غرور را ديد . عشق که با غرور رابطه خوبی نداره ديگه مجبور می شه که به غرور هم رو بندازه . وقتی قايق غرور نزديک می شه عشق به غرور می گه : غرور، ما قايق نداريم . ما رو با خودت می بری ؟

 غرور يه نگاه به عشق می کنه و می گه : تو لباسات کثيفه . تازه سطح خانوادگی من با تو خيلی فرق می کنه . من نمی تونم شما رو با خودم ببرم .

غروب شده بود . ديگه همه رفته بودن و آب داشت کم کم از نوک بينی عشق بالاتر می رفت . هنوز قلب حس اميد می تپيد و عشق هم با ضربان قلب حس اميد آرامش می گرفت . ديگه جزيره به قدری زير آب رفت که تنها راه زنده موندن برای عشق و اميد شنا کردن بود . عشق که بايد اميد را هم با خودش يدک می کشيد ديگر توانی در بدنش نمونده بود . عشق ناگهان متوجه می شود که ديگر ضربان قلب اميد نمی زند . بله اميد مرده بود . عشق که بعد از کلی شنا کردن ديد که زحماتش برای نجات دوستش بی نتيجه بوده ، خستگی بدنش دو چندان شد و در دريا از هوش رفت و به زير آب فرو رفت .

وقتی که عشق بهوش آمد ديد که بر روی ساحل افتاده و دوستش اميد هم کنارش هست . بلند شد و ديد که پيرمردی سوار بر قايق در حال دور شدن از ساحل بود . در واقع آن پيرمرد بود که آنها را به ساحل آورده بود .

 عشق فرياد زد : تو کی هستی که ما رو نجات دادی ؟

 پيرمرد گفت : من زمان  هستم ،

فقط زمان می تونه به داد عشق برسه .

نبايد احساسم می گفتم ، من خيلی بيش از حد احساسی برخورد كردم ، ديگه نمی خوام اينطور باشم چون من اصلا  اينطوری نبودم ، ولی شدم . حالا می خوام خودم باشم . اون چيزی كه هستم .

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در پنجشنبه پنجم آبان 1384 و ساعت 2:55 بعد از ظهر
در باره ماه تولد من بخوانید

ثور. گاو ( 1 ارديبهشت - 31 ارديبهشت ) -  ( 20 آوريل - 20 مي

نام فارسي : گاو , نام عربي : ثور , نام لاتين : Taurus , نام انگليسي : Bull , اختر : زهره - ونوس – ناهيد , عنصر وجودي : خاك , فلز وجودي : مس , سنگ وجودي : زمرد , سنگ قدرت  : كوارتز سرخ , گل : رز صورتي - بنفشه  , رنگ : قهوه اي , شعار : من دارم  , نقطه مثبت : متقادل بودن , نقطه منفي : كله شق بودن  , شماره شانس : 4 و 6  , انگيزه : ميراثي پايا به جاي گذاشتن  , هدف : تمليك و ايجاد

برج خاكي ثور دومين نشانه در طالع بيني است و از سياره جذاب ودوست داشتني ونوس فرمان مي برد. متولد اين برج صبور ، واقع بين ، استوار و وفادار است كه  زندگي مادي راحت ، غذاي خوب و گفتگوهاي لذت بخش را مي پسندد.
به پول علاقه زيادي دارد ولي ريسكهاي مالي با روحيه محافظه كار وي سازگاري ندارد حسابهاي پس انداز قديمي و پرمايه نظرش را بيش از سهام جلب مي كند. او يك مقتصد زاده شده و ندرتاً چيزي با قيمت بالا مي خرد او به كيفيت بيش از كميت بها مي دهد و ترجيح مي دهد پول زيادي را براي خريد يك يا دو كالاي مرغوب و بادوام بپردازد .
او از حركت بر روي مسيري ملايم لذت مي برد و از عجله مي پرهيزد . در مقابل تغييرات مقاومت كرده و در مشاغلي موفق است كه پيشرفت هميشگي او را تضمين مي كند از آنجا كه به امنيت مالي اهميت زيادي مي دهد از دريافت حقوق كم ناراضي مي شود. عليرغم تقاضاي دريافت حقوق هنگفت ويژگيهاي مثبتي همچون آرامش و سازه گاري شغلي بطور كلي برايش مهم تر است . به دليل نفوذ سياره ونوس بر متولد اين برج ، او در جذب شريك متمول ـ كه خواسته قلبي اوست ـ به هيچ مشكلي بر نمي خورد ( اگر او همان شخص مورد نظرش باشد ) و براحتي با كسي ازدواج مي كند كه تنها مزيتش حساب بانكي پرمايه است .
البته براي او پول نمي تواند جاي عشق را بگيرد و ثبات مالي نيز به تنهايي آرامش ذهني او را فراهم نمي كند، او پول و عشق را با هم مي خواهد .
متولد بلند نظر اين ماه در كمك هاي عاطفي لذت زيادي مي بيند . مردم او را ستايش مي كنند ! اگر امنيت عاطفي اش تهديد شود ، حس مالكيت طبيعي اش به حسادت تبديل مي شود، اما بايد بداند كه حسادت فقط به خودش آسيب مي‏رساند. او بايد بداند كه همه چيز را نمي توان با پول خريد و آنچه خريدني نيست ـ مثل توجه به ديگران وانعطاف پذيري ـ بسيار با ارزش تر است

مرد متولد ارديبهشت
مرد متولد برج ارديبهشت مي تواند خيلي پررو باشد! در اتوبوس يا متروهاي شلوغ هيچ گاه نزديك او نايستيد چون تمايل زيادي دارد كه شما را نيشگون بگيرد! او آدم شوخ طبعي است و با پرتاب پوست موز و كيك ، دلقك بازي در مي آورد . ( هر چيزي كه به غذا شبيه باشد او را خوشحال مي كند . )
اعتقاد و وفاداري از خصلتهاي اين مرد ساده است و انتظار دارد كه اين ويژگيها را در هر كس كه مي شناسد، از خدمتكار گرفته تا همسرش پيدا كند و به همين دليل خيلي زود گول زنهاي با هوش را مي خورد او كسي است كه با رضايت قلبي با منشي يا خدمتكارش ازدواج مي كند . او شريكي مي خواهد كه آشپزي و خانه داري را به خوبي بداند . از آنجا كه به نظر دوستانش اهميت مي دهد اهل قمپز و خودنمايي نيست و وقتي دوستان را به خانه مي آورد خانه بايد پر از صميميت بوده و غذايي پر گوشت و شاهانه مهيا باشد . 
به عكس نشانه هاي ديگر، او شريكش را فقط بر اساس زيبايي اش انتخاب نمي كند . از آنجا كه سياره او ونوس است ، به دنبال كسي نيست كه هميشه خود رادر آينه نگاه مي كند از نظر او ژست شريك مهمتر از چهره اوست و خوش هيكلي را بيشتر از لاغري مي پسندد .
دوست ستاره شناسي دارم كه مي گويد قطع رابطه براي اين مرد غم و غصه اي واقعي است و اگر او آدمي منفي باشد . هر قدر ارتباط او با شريكش طولاني تر شود ، حس مالكيتش هم بيشتر مي شود و فراموش مي كند كه او هم انسان است و حتي گاهي به شريك زندگي اش به چشم اثاثيه منزل و يا چيزي كه بابت تهيه آن پول پرداخته ، نگاه مي كند .
او خيلي دست و دل باز است و با اشتياق آخرين لقمه غذاي چرب و نرمش را به شما مي دهد حتي پيرهانش را هم از تن در مي آورد و به شما هديه مي كند. ( كه ابريشمي و نرم است .) اين افراد را حتماً در ميهماني هايتان دعوت كنيد چون كسي است كه هميشه مي خندد و گاهي آنقدر مي خندد كه ريسه مي رود و اگر در خوردن غذا و نوشيدني زياده روي كرده باشد واقعاً روده بر مي شود .
مرد منفي متولد ارديبهشت بسيار حسود است . اگر شما به عنوان همسر او ، براي كاري پيش بيني نشده  بيرون برويد و يا پنج دقيقه دير كنيد . مي خواهد بداند كجا بوده ايد و يا چه مي كردي. او هميشه به دنبال امنيت مي گردد.
متولدين ارديبهشت در بين اعضاي بدن خود ، به گردن اهميت بيشنري مي دهند و اغلب گردنهاي كلفتي دارند . برخي از اين مردان تنومند و جذاب هستند، بعضي ديگر هم - كه مشخصه برج آنهاست - استخواني هستند . اما خود ، يعني شانه هاي پهن و كمري صاف را حتماً دارند .
آنها عموماً موهاي مجعه و تيره ، چشماني قهوه اي رنگ و با احساس و رنگ پوستي روشن دارند ، عجيب است اما بيشتر آنها كاكل هايشان را روي پيشاني مي ريزند . 
مرد ارديبهشت مردي است سرشار از عشق و علاقه كه براي عاشق شدن زمان زيادي  مي خواهد . اگر زن خوش شانسي هستيد، مطمئن باشيد هر سي سال يكبار عصبانيت او را خواهيد ديد..

زن متولد ارديبهشت
تا به حال به يك جلسه زنانه سرزده ‏ايد، مطمئن باشيد رئيس جلسه حتماً زن متولد ارديبهشت است او احتمالاً چند شيشه ترشي و يا مربا نيز به همراه دارد .
مي پرسيد از كجا مي دانم ؟ خوب اگر ونوس را پديد آورنده خوبي ها ، صاحب تجمل و  تأمين كننده آذوقه بدانيم ، زن متولد ثور را پيش رو داريم . زنان متولد اين برج به راستي خانه دار هستند . آنها نگران برچيده شدن ريشه هاي دايمي زندگي و مشغول ايجاد پايه محكمي براي آن هستند . ثبات بهترين واژه براي متولدين اين برج است . هرچيز بي ثبات و موقتي ولو بسيار كوچك ، آنها را دچار دلشوره مي كند .
گاهي دختر متولد اين برج ، مثل ميوه درخت بلوط كه بر بلندترين درخت هاي بلوط رشد مي كند و هما نجا مي ماند ، تا قبل از ازدواج با والدينش زندگي مي كند . اين را به حساب تنبلي يا نداشتن قدرت تخيل نگذاريد، او فقط به خانواده دلبسته است و نمي خواهد از آنها دور شود .
از نظر او هر چيز ملموسي ، فوق العاده  است . اين نشانه در طالع بيني مادر زمين  (ارديبهشت) كاملاً محسوس است . يك زن واقعي متولد ارديبهشت همسر شاد يك كشاورز است . روي زمين كشاورزي مي كند و روزهاي زندگي اش را در هماهنگي كامل با طبيعت سپري مي كند . زن متولد اين برج لوند نيست چون زندگي را خيلي كوتاهتر از اين مي پندارد كه بخواهد عشوه گري كند و در مقابل مي تواند بسيار ساده لوح و خجالتي باشد . او هيچ دليلي نمي بيند كه تا وقتي مي تواند براي انجام يك كار ورجه  ورجه و شيطنت كند ، بنشيند و فس و فس كند . او مي تواند خيلي آرام و وسوسه انگيز باشد . تخت خواب او هميشه با ملحفه هاي ابريشمي نرم پوشيده شده و حمام او پر از صابونهاي بسيار خوشبو است. وقتي ازدواج مي كند ، همسر، منزل ، آشپزخانه و فرزندانش بسيار مهم مي شوند و بيشترين تلاشش را مي كند تا همسر و مادري كامل باشد . از نظر او وفاداري يعني همه چيز به همين دليل از همسرش نيز انتظار دارد كه مثل خود او وفادار باشد .
اينها ويژگيهاي مثبت شخصيت او است. اما از نظر ويژگيهاي منفي او را دست كم نگيريد چراك ه از اين نظر مي تواند بر همه نشانه ها به جز عقرب پيشي بگيرد. او از رشك و حسد هم بي بهره نيست. از اين دختر انتظار نداشته باشيد كه ببخشد و فراموش كند، چون در سرشت او نيست . او با خونسردي تصميم مي گيرد تا با كسي كه به او بد كرده، هيچ كاري نداشته باشد .و دليل اين خيلي ساده است چون اين روش محافظه كارانه براي آن است كه در آينده مجدداً‌ از همان ناحيه آسيب نبيند .
همچون همتاي مردش، وجود ديگران، بويژه نزديكترين و عزيزترين فرد برايش عادي ميشود . او سرد و بي روح نيست اما احساساتش را بدرستي بيان نمي كند و فراموش مي كند همسرش نياز دارد كه نظر و احساس او را نسبت به خود بداند و گاه خيلي دير ( درست وقتي كه او مي خواهد تركش كند)، ‌به اين نكته مهم پي ميبرد . اگر موقعيتي پيش آيد كه او مدتها از همسرش دور باشد فقط به فرستادن يك كارت پستال سال نو اكتفا مي كند. به اين دليل هميشه مورد سرزنش قرار مي گيرد همسرش، پرخاش ميكند و مي خواهد بداند كه چرا هيچ وقت نگفته او را چقدر دوست دارد. اما زن متولد ارديبهشت مات و متحير است و آهسته نجوا مي كند ، نيازي نيست كه بگويم همين كه با تو هستم بيانگر همه چيز است. ولي خوشبختانه قبل از آنكه خيلي دير شود ، مي فهمد كه هر سردي  كدورت با كمي عشق و احساسات بر طرف مي شود .
زن متولد اين برج بسيار جذاب است و گاهي نيز ژست اغراق آميزي به خود مي گيرد. سياره ونوس به انها صداي خوبي نيز بخشيده است تا جايي كه مي توانند خواننده هاي معروفي شوند.
از آنجا كه زن متولد برج ثور مادر زمين است مي تواند مادري بسيار خوب براي فرزندانش باشد . او عاشق آنهاست هيچ گاه آنها را سرزنش نمي كند  در عوض خيلي به آنها عشق مي ورزد. او مي تواند بسيار حسود باشد و اجازه ندهد بچه ها خانه را ترك كنند و بالهايشان را باز كنند و پرواز كنند . او از تنبيه بچه ها پرهيز مي كند و فقط به آنها عشق مي ورزد و اين همان چيزي است كه او را يكي از گرمترين و صميمي ترين نشانه ها در آسمان فلكي ساخته است .

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در پنجشنبه پنجم آبان 1384 و ساعت 2:33 بعد از ظهر